X
تبلیغات
روش تحقیق در علوم اجتماعی - فوکو متفکری بی نظیر

روش تحقیق در علوم اجتماعی

یادداشتهای جامعه شناسی ، روش شناسی و پژوهشی

دانیال حاتم پور

چكيده

فوکو در میان همه متفکران معاصر فرانسوی در کشور ما جایگاه ویژه ای َرا به خود اختصاص داده است بطوریکه اکثر آثار وی به فارسی ترجمه شده اند لذا پرداختن به اندیشه چنین متفکری خالی از لطف نیست .

فوکو در 15 اکتبر 1926 در پوآتیه فرانسه در خانواده ای بورژوا بدنیا آمد . در سا ل 1948 لیسانس فلسفه را از دانشگاه اکول نرمال پاریس گرفت و لیسانس روانشناسی را در سا ل1950 اخذ کرد . و یک سا ل بعد دیپلم آسیب شناسی روانی را دریافت کرد و بعنوان آسیب شناس در یک بیمارستان روانی مشغول بکار شد . رساله دکترای خود را در سا ل 1960 با عنوان تاریخ جنون در عصر کلاسیک نوشت . در سا ل 1970 به سمت استادی در تاریخ نظامهای اندیشه درکالج دوفرانس برگزیده شد سرانجام در سا ل 1984 بر اثر بیماری ایدز درگذشت. و هابرما س ( اندیشمند معاصر ) نسبت به مرگ وی اظهار تأ سف کرده است و آنرا واقعه ای نا بهنگام توصیف نموده است.

       فوکو تفکرات هایدگر- نیچه را بعنوان اصلی ترین منبع اندیشه خود معرفی کرده است.وی با خواندن کتاب تبار شناسی اخلاق نیچه متوجه شد که حتی اخلاق نیز تاریخ دارد بنابراین نوعی روش شناسی را از نیچه وام گرفته است ،بدون شک روح آثار فوکو روحی نیچه ای است . مرزهای اصلی جهان اندیشه فوکو را پدیدار شناسی،هرمنوتیک، ساختار گرائی،و مارکسیسم تشکیل می دهند درعین حال در قالب هیچکدام از این گرایشها نمی گنجد.،فوکو برخلاف هرمنوتیک هایدگر، قایل به وجود حقیقت غائی یا عمقی نیست ،برخلاف پدیدار شناسی هوسرل به فعالیت معنا بخش سوژه خود مختار و آزاد  متوسل نمی شود ،بر خلاف ساختار گرائی آلتوسر و اشتراوس در پی ایجاد الگوی صوری قاعده مندی برای رفتار انسان نیست و بر خلاف مارکسیسم بر فرایندهای عمومی تاریخ و تضاد های طبقاتی تأ کید نمی کند.

فوکو متفکری است بین رشته ای که اندیشه های او در قالب یک رشته علمی متداول نظیر فلسفه، سیاست،جامعه شناسی، تاریخ و.... قا بل طبقه بندی نیست بلکه اغلب رشته های علمی علوم انسانی از آبشخور آن سیراب می شوند . اندیشه فوکو گسترده،پر مایه و پذیرای انواع تفسیرهاست. فوکو در خصوص نحوه کار خود می گوید: "از من نپرسید که کی هستم و از من نخواهید که همان کس با قی بمانم." فوکو در زمره طرفداران فرا ساختار گرایی قرار می گیرد هر چند خود از این عنوان راضی نیست ، وی به نظم حاکم بر عصر روشنگری اعتقا دی نداشت و به تمام جنبه های تمد ن غرب با دیدی انتقادی نگاه می کرد .

 فوکو در تدوین آثار خود از دو روش خاص بهره جسته است : 1- دیرینه شناسی(باستان شنا سی) 2- تبار شناسی 

در دیرینه شناسی وی به کردارهای غیر گفتمانی هیچگونه توجهی ندارد و فقط به بررسی واژه ها و معانی می پر دازد و بررسیهای او جنبه "عینیت یافته" و بی طرفانه دارند ،  در واقع دیرینه شناسی شیوه تحلیل قواعد نهفته و نا آگاهانه تشکیل گفتمانها در علوم انسانی است . فوکو با استفاده از این شیوه بدنبال کشف شرایط شکل گیری و ظهور گفتمان و انتشار آن در سطح جامعه و مناسبات اجتماعی است ،  آثار عمده ای که فوکو با استفاده از این روش نگاشته است عبارتند از : پیدایش درمانگاه، نظم اشیاء    (باعنوان فرعی دیرینه شناسی) و باستان شناسی( که دیرینه شناسی به صراحت در عنوان اصلی آمده است) .

        در تبار شناسی رابطه میان صورتبندیهای گفتمانی و حوزه های رفتاری (غیر گفتمانی) محوریت می یابد در این روش فوکو با دیدی انتقادی ساخت قدرت در جامعه و رابطه آن با دانش و تکنولوژی مورد بررسی قرار می دهد با این روش فوکو روند پیدایش علوم انسانی و پزشکی را مورد بررسی قرار می دهد و آنها را با تکنولوژی قدرت مندرج در کردارهای اجتماعی پیوند می دهد . فوکو با این روش در پی کشف اشیاء و ذات آنها نیست و لحظه ظهور را نقطه عالی فرایند تکامل نمی داند . فوکو در این روش سخت تحت تأ ثیر نیچه است.

تحلیل تبارشناسانه پدیده ها منجر به نفی تحمیل ساختارها ی فرا تاریخی بر پدیده هاست . تبارشناسی کثرت عوامل،استراتژیها و نیرو هایی را که به امورجنبه بدیهی و ضروری می دهند کشف می کند. . با استفاده از این روش فوکو جامعه را متشکل از ساختهای کلان اجتماعی در نظر نمی گیرد بلکه جامعه را متشکل از حوزه های خرد قدرت  ( خرده قدرتها ) می داند .

مسأ له اصلی در تبار شناسی فوکو این است که انسانها چگونه بواسطه قرار گرفتن در درون شبکه ای از روابط قدرت و دانش به عنوان سوژه نمود پیدا می کنند . تحلیل تبار شناسانه در دو اثر عمده متأ خر فوکو یعنی انضباط و مجازات و تاریخ جنسیت در سه جلد مورد استفاده واقع شده است .

فوکو در آثارش همواره قدرت،کنترل،کشمکش و تغییرتاریخی را مد نظر داشته و بصورت زیرکانه ای نظام سرمایه داری و عقلانیت مدرن را به نقد می کشد و چهره واقعی و سیاست استعمارگر، مستبدانه و سرکوبگرانه آنرا با بررسی نظم و انضباط به نمایش می گذارد و نیات مخفی طراحان آنرا بر ملا می کند.

انقلاب اسلامی ایران مورد استقبال شدید فوکو قرار گرفته است و از آن با عنوان      " روح یک جهان بی روح " یاد می کند و آنرا نمودی از جریانات پست مدرنیستی در نظر می گیرد.


 

 

مقدمه :

فوکو در میان همه متفکران فرانسوی در کشور ما جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است . بطوریکه می توان گفت تقریبا" همه آثار مهم وی به فارسی ترجمه به فارسی ترجمه و منتشر شده . شاید دلیل عمده آن توجهی باشد که فوکو به انقلاب ایران معطوف داشته و اظهار نظریه های وی درباره ی آن باشد.

فوکو متفکری بزرگ است که می تواند برای همه شاخه های علوم اجتماعی نظیر سیاست،جامعه شناسی ،تاریخ، فلسفه و ......الگویی مناسب باشد و دانش پژوهان این رشته ها از تفکرات منحصر به فرد و شیوه بد یع وی استفاده های وافری به عمل آورند . فوکو سعی می کند با روش تازه و غیر متعارف برای پدیده ها و موضوعات اجتماعی تاریخ ارائه نماید و بخوبی موفق شده است نحوه شکل گیری و گسترش آنها را تشریح نماید . ایشان وظیفه خود را در نگارش تاریخ زمان حال معرفی می کند و در بررسی تمام موضوعات این نکته را مد نظر دارد که انسان چگونه به سوژه تبدیل می شود .

فوکو در آثارش همواره قدرت، کنترل،کشمکش و تغییر تاریخی را مد نظر داشته است و بصورت زیرکانه ای نظام سرمایه داری و عقلانیت مدرن را به نقد می کشد و چهره واقعی و سیاست استعمار گر ،مستبدانه و سرکوبگرانه آنرا با بررسی نظم و انضباط نیات مخفی طراحان آن بخوبی به نمایش می گذارد .

در این مقاله به بنیاننظری، روشهای مورد عمل و برخی موضوعات مورد بررسی این اندیشمند بزرگ پرداخته می شود.


 

 

زندگینامه:

میشل فوکودر 15 اکتبر 1926 در شهر پوآ تیه فرانسه در خانواده ای بورژوا بد نیا آمد.تحصیلات مقدماتی خود را در مدارس محلی به پایان برد.در سال 1945 به پاریس رفت و در کلاسهای آمادگی برای شرکت در آزمون ورودی اکول نرمال سوپریور شرکت کرد .در سال 1946 آزمون ورودی را با موفقیت پشت سر گذاشت در سا ل 1948 لیسانس فلسفه و در سال 1950 لیسانس روانشناسی خود را گرفت و در همین سال بود که برای چند ماهی به عضویت کمونیست فرانسه در آمد و  در اکتبر سال بعد از آن جدا شد.یک سال پس از ان دیپلم آسیب شناسی روانی را اخذ کرد،و پژوهشهایی در این زمینه به انجام رسا ند حاصل مطالعات این دوره کتابی با نام بیماری روانی و شخصیت بودکه در سال 1953 انتشار یافت.فوکو در فاصله پاییز 1955 تا پایان سال 1960 بعنوان رایزن فرهنگی به کشورهای سوئد ،لهستان و جمهوری فدرال آلمان سفر کرده و در دانشگاههای اوسپالا ،ورشو و هامبورگ به تدریس پرداخت او در این مدت بویژه در هنگام اقا مت دراوسپا لا طرح نخستین اثر عمده خود با نام

تاریخ دیوانگی را ریخته و به مطالعات گسترده ای در این خصوص دست زد.این طرح بعنوان رساله دکترای وی ارائه گردید و سرانجام در سال 1961 با عنوان جنون و بی عقلی (تاریخ جنون در عصر کلاسیک انتشار یافت در سال 1964 رسما" به سمت استاد فلسفه در دانشگاه کالرمون – فرانس منصوب شد در سال 1968 ژان ایپولت (استاد تأ ثیر گذار او) درگذشت و فوکو در سال1970  بجای وی به سمت استادی در تاریخ نظامهای اندیشه در کالج دو فرانس برگزیده شد .فوکو در سال 1971 با پیوستن به گروه اطلاع رسانی درباره زندانها (GIP ) و در گیر شدن در پاره ایی فعالیتهای سیاسی به   تأ ملات و مطالعات هر چه گسترده تری درباره روابط قدرت و جامعه انضباتی پرداخت. فوکو در سال 1948 از کشورهای چندی نظیر ایالات متحده دیدن کردو در همایشها و سخنرانیها ی متعددی شرکت جست سرانجام در 3 ژوئن 1984 در سن 58 سالگی بر اثر بیماری ایدز در گذشت. (۲،ص1 -4 )هابرماس در مورد مرگ فوکو می گو ید :مرگ فوکو چنان غیر منتظره و نا گهانی بود که دشوار بتوان در برابر این اندیشه مقاومت کردکه مشروطیت و پیش آمد سبعانه این مرگ ،خود سندی بر زندگی و تعالیم این فیلسوف است مرگ یک مرد 58 ساله حتی دورادور ،

واقعه نابه هنگامی بنظر می رسد که قدرت بی رحم زمانه را اثبات می کند ،قدرت وقوع را که بی هیچ هدف یا نصرتی پرمعنای بدقت پی ریخته حیات انسانی حکم فرماست برای فوکو تجربه ای به شکل انگیزه فلسفی درآمد،من تنها یکبار در سال 83 با فوکو دیدار کردم و شاید او را به خوبی درک نکردم(۲ ،ص291 )


 

 

آثار:

عمده ترین آثار مکتوب فوکو عبارتند از :

-         بیماری روانی و شخصیت (1953 )ویراست دوم این کتاب در سال 1964 تحت عنوان بیماری روانی و روانشناسی منتشر شد.

-         جنون و بی عقلی ،تاریخ جنون در عصر کلاسیک (1961)این اثر بعنوان رساله دکترای نوشته شد.

-         پیدایش درمانگاه :دیرینه شناسی علم پزشکی(1963)

-         مقدمه ای بر مکالمات ژان ژاک روسو

-         ریمون روسل(1963)پژوهشی است درباره نویسنده سور رئالیست فرانسوی ریمون روسل

-         مقاله "مقدمه ای بر تخطی" به پاس داشت اندیشه ژرژباتای نوشته شد

-         واژه ها و چیزها ( نظم اشياء ) :باستان شناسی علوم انسانی (1966)بعنوان مهمترین اثر دوره دیرینه شناسی فوکو معروف است

-         باستان شناسی دانش(1969)بعنوان آخرین اثراز آثار مربوط به باستان شناسی و تحلیلهای گفتمانی معروف است

-         مقاله "نیچه،تبار شناسی ،تاریخ"(1971) به پاس داشت ژان ایپولین استاد معروف فوکو نوشته شد

-         من،پیرریو یر،مادر ،خواهر،و برادرم را سلاخی کرده ام(1973 )کندوکاوی است در خصوص یک پرونده جنائی قرن 19

-         این یک حق نیست (1968)جستاری است در خصوص تابلو های نقاشی سوررئالیست بلژیکی رنه مگریت

-         تاریخ رهیافت جنسی جلد اول با عنوان فرعي اراده دانش(1976)

-     انضباط و مجازات:زایش زندان(1975 ) این کتاب به همراه تاریخ رهیافت جنسی آغاز گر روش تازه او در تحلیل اخلاق،مسأ له سوژه و رابطه با نفس بود

-         مقاله روشنگری چیست؟(1984) بحث انگیزترین مقاله فوکو ست که در آن به بررسی مفهوم روشنگری ازدید کانت میپردازد

-         تاریخ رهیافت جنسی جلد دوم با عنوان فرعي کاربرد لذات(1984)

-         تاریخ رهیافت جنسی جلد سوم با عنوان فرعي دغدغه نفس (1984) (۲،ص1-4 )

 

 

 

بنیان نظری ( آبشخور فكري ):

فوکو نظریه پردازی خلاق،بد یع و نو آور و فراتر از مرزها و انگیزه ها است وعمدتا" در سنت کسانی قرار میگیرد که وضعیت جامعه لیبرال کنونی را آزار دهنده و نگران کننده می دانند اما زیاده روی در تلاشهای خاصی که در طول تاریخ علیه این جامعه و رهایی از آن صورت گرفته نظیر قتل عام یهودیان بدست نازیها بدلیل هویت آنها (هولوکاست)در بند کشیدن و کشتن مخالفان بوسیله نظام استالینی بر پایه این ادعا که نظام حکومتی دانای حقیقیت است باعث وحشت آنها می شد.

فوکو مانند بسیاری از اندیشمندان که در فرانسه بعد از جنگ جهانی دوم زندگی می کردند در پی یافتن سنت فلسفی بود که در مقابل با سنت پیشین قرار داشته و اعتقاد به ذات دانشی را که جنبه ای بنیادین داشت را نقد کند و بتواند نسبت به پیوند بین عقل و سلطه حساسیت بیشتری از خود نشان دهد ( ۴،ص14 ) فوکو از بدو ورودش به دانشگاه اکول نرمال  تحت تأ ثیر شخصیت و دیدگاه آلتوسر (مارکسیت ساختار گرا) قرار گرفت بطوریکه به توصیه او در سال 1950 به عضویت حزب کمونیست در آمد( ۴،ص1)خواندن آثار نیچه در دهه 1950 بر کارهایی که فوکو در این خصوص انجام داد تأ ثیر ماندگارو برجسته ای داشته  است0 فوکو با خواندن کتاب تبار شناختی اخلاق نیچه بود که در یافت حتی اخلاق نیز دارای پیشینه و تاریخ خاص خود است بنابراین روش تحلیل فوکو وامدار نقد نیچه ای درباره عقل و کارهای ژرژ کانگیهم و گاستون باشلار است (۵،ص383 و4 )  بدون شک تفکر فوکو تحت تأ ثیر اندیشه های مارکس ،نیچه و فروید است ولی این تأ ثیر مستقیم نبوده بلکه آمیزه غریبی از آنها پرورده و فرآورده تازه ای بدست داده است بنظر فوکو این سه اندیشمند فضائی را ایجاد کرده اند که در درون آن اندیشه مدرن و بویژه نگرش تعبیری نوین پدید آمده است

مارکس بر روابط اندیشه و قدرت ،فرویدبر پیوند میان امیال و معرفت و نیچه بر روابط بین دانش و اراده معطوف به قدرت تأ کید داشت و این هر سه تعبیری از وضعیت بشری بدست می دهند و اینها به فوکو نشان می دهند که تعبیر کاری بی نهایت و بی سر انجام است (۴ ،ص14 ) فوکو مانند هر متفکر خلاق دیگر ی از تأ ثیر پذیری از جو فکری و فرهنگی زمان و مکان خویش بر کنار نماند.جو تفکر فرانسه آن زمان تحت تأ ثیر پدیدار شناسی مرلوپونتی و هوسرل بود که به همراه خود دکارت ،کا نت و  هگل رامطرح می کرند،جریان مهم  دیگراگزیستا نسیالیسم سارتر بود و در کنار این نامها مارکس و فروید در هر بحث فکری جلوه ای بی چون و چرا داشتند .فوکو در عین تأ ثیر پذیری کوتاه مدت از همه این نحله ها تحت تأ ثیر شدید هیچکدام از آنها قرار نگرفت و حتی بعد ها همه این نگرش ها را به نقد کشید.(۲ ،ص4 ) اما در شکل گیری زمینه فکری و نوع نگرش و تحلی فوکو دو متفکر تأ ثیر اساسی داشته اند هایدگرکه فوکو در سال 1951 برای اولین بار با آثار او آشنائی پیدا کرد و نیچه که از رهگذر آثار ها یدگر مجذوب آثار او شد .فوکو بارها هایدگر – نیچه را بعنوان اصلی ترین انگیزه اندیشه خود معرفی کرده ست .وی نوعی روش شناسی را از نیچه وام گرفته و آنرا در جهت مقاصد خود بسط داد و بکار گرفت البته با این تفاوت که نیچه در آثارش به گزیده گوئی و قطعه نویسی می پردازد در صورتیکه فوکو آثار مشروح ،مستند و پر تکلفی را مهیا کرد که نگرش نیچه ای را با سبکی غیر نیچه ای پیوند داده و نبوغ خود را در نویسندگی به نمایش می گذارد اما روح آثار فوکو بی شک روحی نیچه ای است(۲،ص5 ) با این وجود مرزهای اصلی جهان اندیشه فوکو را پدیدار شناسی ،هرمونتیک ،ساختگرائی و مارکسیم شکل می دهند و در عین حال در قا لب هیچکدام از این گرایشها نمی گنجد ،فوکو بر خلاف پدیدار شناسی هوسرل به فعالیت معنا بخش سوژه خود مختار و آزاد متوسل نمی شود ،بر خلاف هرمونتیک هایدگر قایل به وجود حقیقت

غائی یا عمیقی برای کشف نیست ،بر خلاف ساختار گرائی آلتوسه و اشترواس در پی ایجاد ا لگوی صوری قاعده مندی برای رفتار انسان نیست و بر خلاف مارکسیسم بر فرآیندهای عمومی تاریخ و تضادهای طبقاتی تأ کید نمی کند بلکه خصلت منفرد و پراکنده رخدادهای تاریخی را در نظر دارد.(۴، ص14) اما در شکل گیری زمینه فکری و نوع نگرش و تحلی فوکو دو متفکر تأ ثیر اساسی داشته اند هایدگرکه فوکو در سال 1951 برای اولین بار با آثار او آشنائی پیدا کرد و نیچه که از رهگذر آثار ها یدگر مجذوب آثار او شد .فوکو بارها هایدگر – نیچه را بعنوان اصلی ترین انگیزه اندیشه خود معرفی کرده ست .وی نوعی روش شناسی را از نیچه وام گرفته و آنرا در جهت مقاصد خود بسط داد و بکار گرفت البته با این تفاوت که نیچه در آثارش به گزیده گوئی و قطعه نویسی می پردازد در صورتیکه فوکو آثار مشروح ،مستند و پر تکلفی را مهیا کرد که نگرش نیچه ای را با سبکی غیر نیچه ای پیوند داده و نبوغ خود را در نویسندگی به نمایش می گذارد اما روح آثار فوکو بی شک روحی نیچه ای است.(۲ »ص5 )

 

 

گرايش فكري :

بسیاری از شارحان آثار فوکو معتقدند که نمی توان اندیشه او را به آسانی در درون یکی از شاخه های علوم اجتماعی متداول طبقه بندی کرد چرا که آثار و نوشته ها و موضوعات مورد بررسی او در حوزه های متعددی نظیر فلسفه، سیاست جامعه شناسی و تاریخ قابل توجه و مورد استفاده هستند هر چند بیشتر آثار وی صبغه فلسفی دارنداما آنچه فوکو به آن شهرت دارد آن است که آثار و تفکرات او در حیطه هیچ یک از رشته های رسمی و رایج علمی قرارنمی گیرد در واقع متفکری است بین رشته ای که اکثر رشته های علوم انسانی از آبشخورآن سیراب نمی شوند.دو عامل باعث جذابیت آثار فوکو حیطه جامعه شناسی شده است نخست وسعت وسعت و دامنه فکری آثار فوکوست دوم خصلت خود انتقادی (خود سنجشگرانه)که در آثار وی به چشم می خورد و دیدگاه روشن، متمایز و نقادانه ای که در باره روابط بین قدرت،ذهنیت و علوم انسانی بدست می دهد .(۵ ،ص3- 382 ) فوکو به معنای رایج کلمه یک فیلسوف،یک مورخ،یا یک جامعه شناس نبود با این حال نگرشهای فلسفی، تاریخی ،اجتماعی و...... را به گونه ای ستودنی در هم آمیخته و آمیزه ای عرضه کرده است که بی شک باید آنرا آمیزه ای نیچه ای دانست (۲ ،ص6) فوکو از بیرون یا از بالای سر به علوم اجتماعی می نگریست نه از درون آنها بنابراین مفاهیمی را که بکارمی برد با مفاهیم رایج در علوم اجتماعی بسیار متفاوت است (۴ ،ص13) تنوع بیش از حد درک کار فوکو را دشوار می کند ،اندیشه های وی هر چند متأ ثر از اندیشمندان دیگر هستند اما اقتباس کاملی از آنها نیستند ضمن ادغام در جهت گیری نظری غیر متعارف فوکو تغییر شکل داده اند

      برای مثا ل نظریه عقلانیت وبر گرچه بی تأ ثیر بر ذهن فوکونست اما او آنرا تنها در نقاط مرکزی معین می یابد و بجای آنکه عقلانیت را قفس آهنین بینگارد هیشه در برابر آن مقاومتی را نیز تصور می کند ،افکار مارکسیستی نیز در کار فوکو پیدا می شوند اما او خودش را به اقتصاد محدود نمی کند بلکه بر طیفی از آنها تأ کید می ورزد ،او از علم تاویل استفاده می کند تا پدیده های اجتماعی مورد علاقه اش را بهتر بشناسد ،فوکو تحت تأ ثیر پدیده شناسی است اما اندیشه یک شناسای خود مختار و معنا بخش را رد می کند (۶،ص556 ) وی همواره در بحث تبار شناسی از کاربرد توضیحات علی معین در خصوص تحولات اجتماعی در تاریخ نگاری اجتناب می ورزد و صرفا"به توصیف سیر روند ظهور و رشد نهادهای اجتماعی و فنون و انضباتهای اجتماعی – علمی که به تقویت کردارهای اجتماعی منجر می شوند بسنده می کند و تحولات اجتماعی را بعنوان فرایندهای پیوسته و تدریجی در نظر می گیرد.توضیحات کاربردی به جای توضیحات علی منجر به پیامدهایی شده که فوکو خود  از آن خرسند نیست بعبارتی این موضوع باعث شده تا این شائبه شکل بگیرد که فوکو در تحلیل نظامهای اندیشه از کار کرد گرائی جامعه شناسانه وام گرفته است که حیات اجتماعی را بعنوان حیاتی در نظر گیرد که به صورت نظام مند دارای انسجام درونی است و تحول در یک یخش بخشهای دیگر را نیز تحت تأ ثیر قرار می دهد و به کلیت آن ترکیب تا زه ای می بخشدو این امر می تواند فوکو را یک محافظه کار سیاسی معرفی نماید که البته این بحث با بررسی کار فوکو در خصوص باستان شناسی (دیرینه شناسی)که منجر به شناسائی گفتمانهای خود بسنده  که با گسستهای شدید مشخص می شوند کم رنگ میشود(۲،ص28) و صبغه ساختار گرائی وی قوت می گیرد هر چند خود فوکو از بکار بردن این اصطلاحات(ساختارگرایا پسا ساختار گرا یا پست مدرن)نا خرسند است و حتی معتقد است که "ما هنوزنمیدانیم مدرنیته چیست تا برآن اساس بدانیم پسا مدرنیته چیست یا چه خواهد بود "(همان،ص7 )والزر معتقد است که فوکو کار کرد گرائی قایل به این پیش فرض است که جامعه کلیتی تحت امر دستی غیبی است نه اینکه تحت یک قدرت دوستی مسئول مشروع و یک قانون مداری عقلانی باشد گفته می شود که فوکو همچون یک آنارشیست قایل به این است که یک ساختار سیاسی و یا هر سرشت انسانی می تواند فارغ از نظامهای اجتماعی دوام آورد به این ترتیب بهبود اجتماعی از راهی  غیر از بر انداختن کل جامعه مدرن غیر ممکن است این نابود خواهی رادیکال دیدگاهی نهیلیستی است که نتیجه این موضوع از دو حالت خارج نیست یا هیچ چیز انسانی ایی بجا نخواهد ماند و یا انضباتهای جدیدی ایجاد می شوند که بهتر از گذشته هستند البته فوکو هیچ دلیلی برای این نظر ارائه نمی دهد (همان،ص52)

        پاتنام فوکو را یک نسبی نگر معرفی می کند (همان،ص52)بنابراین همانطور که بیان شد کارهای فوکو بحدی گسترده است که براحتی نمی توان انها را در قالب یک روش خاص قرار داد بنابراین کار فوکو گذشته از گستردگی ،پر مایه و پذیرای انواع تفسیرهاست ،فرار بودن عمدی فوکو نیز کار او را پیچیده تر میکندفوکو در این خصوص می گوید:"از من نپرسید کی هستم و از من نخواهید همان کس باقی بمانم" همانطور که بررسی کا رها یش نشان می دهد در زندگی حرفه ای بارها به گونه ای اساسی تغییر موضع داده است .(۶،ص6و555)

        با همه این تفاسیر فوکو در زمره طرفداران فرا ساختار گرائی (گروه ساخت شکنان)[1] قرار میگیرد(هر چند خود از این عنوان بیزار است)(۷5،ص289) فوکو به نظم عصر روشنگری اعتقادی نداشت و از این رو خود را ساختگرا نمی داند (۱۰،ق164)

البته ساختارگرائی نفوذ نیرومندی بر کارهای اولیه فوکو داشت اما در کا رهای بعدی نفوذش را کم کم از دست داد.فوکو رانه تنها غا لبا" یک پسا ساختار می دانند بلکه با عنوان ما بعد نوگرا(پسا مدرنیست) نیز او را یاد می کنند (۶،ص556)این عنوان زمانی بیشتر

نمود پیدا می کند که به بررسی قدرت از دید فوکو بپردازیم. وی دیدگاه مارکسیستی کلاسیک را درباره انقلاب که متضمن بد ست گرفتن دولت و قدرت است رد می کند.زیرا مبتنی بر این فرض است که خود قدرت در دست دولت متمرکز نیست به موجب این نظریه د نیای اجتماعی شهر فرنگی است از مبارزه برای تصاحب قدرت و هرگز نمی توان به فرا سوی آن حرکت کرد.بجای انقلاب با سلسله بی پایانی از مبارزات قدرت مواجه ایم که نمی توان آنها را از بین ببریم چون قدرت بخش ضروری و ذاتی هر رابطه ای است در واقع به این ترتیب بود که شورشیان 1968 در فرانسه پا به عرصه ظهور گذاشتند – به مثابه یک سلسله مبارزات قدرت متمرکز در دانشگاهها ،کار خانه ها و ادارات – در این رهیافت که به پسا ساختار گرائی معروف است از هم گسیختگی سیاسی و نظری آشکارا به چشم می خورد (۱،ص4و233)

         مع الوصف نظرات فوکو از چنان گستردگی برخوردارند که این امکان را ایجاد کرده اند که هر کس با هر دیدگاهی به آثار او نظری بیفکند بتواند برداشت خاصی از وی داشته باشد .آنها که به دنبال خلاص کردن خود از دغدغه مدرنیته بوده اند فوکوی مخالف با روشنگری را دستاویز خود قرار داده اند ،آنها که در جستجوی سرچشمه های اصا لت و هویت بوده اند ،انتقادات پر طمطراق او از تمدن غرب را سرلوحه کار خود قرار می دهند و کسانی که هنوز در سودای ایدئو لوژی رهائی یا رستگاری اند اورا پیشوای خود قرار داده اند.(۲،ص10)

 

آرا و اندیشه های فوکو :

آثار فوکو از حیث محتوا به سه بخش تقسیم می شوند:

بخشی که تحت تأ ثیر هرمنو تیک[2]هایدگری است که اوج این گرایش در کتا ب تاریخ جنون آشکار شده است ،بخش دیگر را می توان باستان شنا سی یا دیرینه شناسی دانش نامید که تحلیلی شبه ساختاری یا نیمه ساختاری است مهمترین آثار او در این نگرش در پیدایش در  مانگاه ،نظم اشیا ء و باستان شناسی دانش متجلی است ،بخش سوم آثار فوکو تبار شناسانه است که به بررسی رابطه گفتمان و دانش از یک طرف و قدرت از طرف دیگر می پردازد . .آثار مراقبت و مجازات، تاریخ جنسیت،نیچه،تبار شناسی و تاریخ از نوشته های مربوط به این نگرش هستند.

فوکو درتدوین آثار خود از دو روش خاص بهره برده است 1- دیرینه شناسی 2- تبار شناسی

در دیرینه شناسی وی به کردارهای غیر گفتمانی هیچگونه توجهی ندارد و فقط به بررسی واژه ها و معانی می پردازد.2- در تبار شناسی رابطه میان صورت بندیهای گفتمانی و حوزه های رفتاری (غیر گفتمانی) محوریت می یابد . این دو روش در کار فوکو به تکمیل هم می پرداخته اند و نمی توان به صراحت گسستی بین آنها مشاهده کرد و در واقع ارتبا ط بین آنها ارتباطي تنگاتنگ است که در طول عمر پژوهش فوکو شاهد بکار گیری هر دو روش هستیم بطوریکه فوکو در آثار متاخرخود از روش دیرینه شناسی مکمل تبار شناسی برای تحلیل گفتمانهای موردی استفاده می کند .

                 در دیرینه شناسی توجهات فوکو بیشتر حالت "عینیت یافته" و بی طرفانه دارند اما در تبار شناسی دیدگاه فوکو حالت انتقادی به خود می گیرد موضوعاتی نظیر قدرت را با دید انتقادی مورد بررسی قرار می هد. نگرش تاریخی فوکو به هر حال در هر دو روش یکسا ن است و در بررسی موضوعا ت بجای نقطه آغاز و منشاء از تفرق، تفاوت و پراکندگی سخن به میان می آید.

        اولین روشی که فوکو در تحقیقات و پژوهشهای خود بکار گرفت معروف به دیرینه شناسی(باستان شناسی)است. "دیرینه شناسی شیوه تحلیل قواعد نهفته و نا آگاهانه تشکیل گفتمانها در علوم انسانی است"(۴،ص20)که شیوه متفاوتی در تفحص تاریخی به شمار می رود هدف دیرینه شناسی کشف حقیقت نیست وی تحت تأ ثیر نیچه به حقیقت بیرونی  و مستقل از شرایط تفسیری و تاریخی اعتقادی ندارد ، فوکو با استفاده از این شیوه به دنبا ل کشف شرایط پدیداری و وجودی گفتمان – سخن و انتشار آن در سطح جامعه و مناسبات احتماعی و پژوهش گر در پی کشف قواعد و گفتمانهای نهفته در صورت –بندیهای خاص است (۱۰،ص163) از این نگاه گفتمانها در مسیر اجتنا ب نا چذیری واحدی قرار نمی گیرند و رویه های خود مختار و مستقلند، در دیرینه شناسی سخن از گسستها، شکافها ،خلاءها . تفاوتهاست نه تکامل،ترقی و توالی اجتناب نا پذیر.بر اساس استدلال دیرینه شناسانه قواعد حاکم بر گفتمان می یابد عناصر درونی خود آن باشند در نتیجه کردارهای غیر گفتمانی ،اجتماعی ،سیاسی و نهادی و نقش آنها در تشکیل گفتمانها نا دیده گرفته شده اند (۴،ص22و21)  آثار عمده ای که فوکو با استفاده از این روش نگاشته است عبارتند از : پیدایش در مانگاه ،نظم اشیاء(که عنوان فرعی آنها دیرینه شناسی است)و باستان شناسی دانش (که دیرینه شناسی به صراحت در عنوان اصلی آن آمده است) است در این روش تأ ثیر موضوعاتی نظیر دیوانگی(جنون)و بیماری در پیدایش علوم انسانی مورد بررسی قرار می گیرد .

      روش دیگر مورد استفاده فوکو تبار شناسی است که در آن ارتباط میان دانش و قدرت و فناوریهای قدرت برجسته می شود. در این روش دانش  وابسطه به زمان و مکان و در رابطه دو سویه با منا سبا ت قدرت منعکس شده در لایه های اجتماع است (۱۰،ص163)

    تبار شناسی،پیدایش علوم انسانی و شرایط امکان آنها را  به نحو جدائی نا پذیری با تکنو لوژی قدرت مندرج در کردارهای اجتماعی پیوند می دهد این روش بر خلاف نگرشهای تاریخی مرسوم در پی کشف اشیاء و جوهر نیست و لحظه ظهور را نقطه عالی فرایند تکامل نميداند بلکه از هویت بازسازی شده ی اصل و منشاءو پراکندگی های نهفته در آن سخن می گوید ،  فوکو در بکار گیری این روش سخت تحت تأ ثیر نیچه است و هما نند او بجای اصل و منشاءاز تحلیل تبار و پیدایش سخن به میان می آورد ،تحلیل تبار،یگانگی را نفی می کند و تنوع و تکثیر رخدادهای نهفته در پس آغاز و منشاء تاریخی را کشف می کند و فرض پیوستگی تاریخی پدیده ها را فی می کند . با این روش بطلان فرض یکپارچگی ،همگنی و سیر تکاملی پیوسته پدیده ها به اثبات می رسد که آنچه در بنیا ن دانش و هویت ما نهفته است حقیقت نیست بلکه تنوع رویداد هاست. فوکو نخستین موضوع تبار شناسانه را در بدن آدمی جستجومی کند،انسان در طول تاریخ به گونه ای متعدد و متفاوتی نمود داشته است هر لحظه ای از تاریخ نه اثبات رویدادهای گذشته ونه مرحله ای در حفظ تکامل ،بلکه لحظه ای خا ص است که نشانگر تعامل مخاطره آمیز سلطه ها و نبرد نیروها ست از این روهر دوره یا هر لحظه از تاریخ تنها مرحله گذرائی از مجموعه ای از وابستگیهاست در این حالت جائی برای تعیین سوژه تاریخی با قی نمی ماند . انسان از شکلی از سلطه به شکلی دیگر می رسد ،تاریخ نها دینه شدن مستمر اشکال سلطه و خشونت در قالب قواعد است . تبار شناسی از طریق بررسی تار یخی بودن پدیده ها اثبا ت می کند که دانش وابسته به زمان و مکان است تحلیل تبار شناسانه پدیده ها منجر به نفی تحمیل ساختارهای فرا تاریخی بر پدیده ها می شود . تبار شناسی کثرت عوامل،استراتژیها و نیروهایی را که به امور ،خصلت بدیعی و ضروری می دهند کشف می کند مثلا" زندان،کردار های آموزشی،فلسفه تجربی،شیوه های نوین تقسیم کار،پیدایش ساختار معماری مراقبت و جامعه سراسربین و تکنیکهای جدید قدرت همه با هم جمع می شوند تا کردار حبس جنائی به عنوان رخدادی ظهور پیدا کند.  موضوع تبار شناسی نه سیر تاریخ و نه نیا ت سوژه ای تاریخی بلکه رخداد ها و پراکندگی – هایی است که محصول منازات ،مقابل نیرو ها و روابط قدرت هستند با ایتن تعبیر علم و دانش چیزی جز پشم اندازی تاریخی نیست . فوکو معتقد است که حتی تن آدمی نیز تا بع تاریخ است و بوسیله نظم کار و استراحت تجزیه می شود . مسأ له اصلی در تبار شناسی فوکو اینست که انسانها چگونه بواسطه قرار گرفتن د ر درون شبکه ای ازروابط قدرت و دانش به عنوان سوژه و ابژه(موضوع و عامل) شکل می گیرد . تحلیل شرایط تاریخی و اشکال دانش و روابط قدرتی که از طریق آنها انسانها تحت سلطه قرار می گیرند در کانون بحث تبار شناسی است. تبارشناسی نحوه حکومت انسانها بر خود و بر دیگران را از طریق تأ سیس رژیمهای حقیقت نشان می دهد (۴،ص24-22) و تبارشناسی تحولاتی را که به سطح رویدادها،جزئیا ت کوچک، دگرگونیهای جرئی و موقعیتهای کم اهمیت مربوط می شود پیگیری و دنبال می کند . با انشای دگرگونیهایی که در قدرت بوجود آمده و تأ ثیری که رژیمهای اجتماعی بر جای گذاشته اند تبارشناسی درصدد برمی آید که هاله مشروعیت این رژیمها را از بین ببرد (۵،ص384)

تحلیل تبارشناسانه در دو اثر عمده متأ خر فوکو یعنی انضبا ط و مجازات و تاریخ جنسیت مورد استفاده واقع شده است .

در اينجا سعي خواهيم كرد برخي از موضوعات مورد بررسي فوكو را به اختصار ارائه كنيم .

 

قدرت و انضباط:

موضوعی که بیش از هر چیزموجبا ت شهرت فوکو را فراهم و آورده است نحوه پرداختن وی به قدرت و تحلیلهای بسیار بدیعی است که در بررسی این موضوع بدست آمده است هر چند که در پردازش این موضوع از نیچه الهام گرفته است قصد داریم در اینجا به طور خلاصه به بررسی موضوع قدرت از دیدگاه فوکو بپردازیم. فوکو مسیر تحول قدرت را بطور روشن در کتب انضبا ط و مجازات با عنوان فرعی شجره شناسی قدرت مشخص شده است در این کتا ب فوکو همواره بر آنست که به این سؤ ا ل پاسخ بگوید که قدرت چگونه اعما ل می شود ؟ فوکو قدرت را همانند چیزی در تملک و دارائی اعما ل کنندگان آن در نظر نمی گیرد بلکه با آن برخوردی صرفا" اسمی دارد و حتی می خواهد بگوید که قدرت وجود ندارد و تنها اعما ل موضعی قدرت است که واقعیت دارد قدرت بر خلاف دیدگاه دارندورف که تمام جامعه را به دو گروه فرمانده و فرمانبردار تقسیم می کند از نظر فوکو آن چیزی نیست که طبقه مسلط دارای آن و افراد تحت ستم فاقد آن با شند . فوکو ترجیح می دهد که قدرت را راهبردی پیچیده در نظر بگیرد که شبکه وار در تمام ابعاد جامعه البته به بصورت خرده – قدرتها نمایان گر است و افراد تحت سلطه به اندازه افراد مسلط گر بخشی از شبکه روابط قدرت و چارچوب اجتماعی هستند . فوکو در بررسی فوکو نمی خواهد ماهیت قدرت را تقریر کند بلکه می خواهد این نکته را متذ کر شود که قدرت را در کجا باید جهت و افراد چگونهئمی توانند بر دیگران قدرت داشته باشند . از نظر فوکو قدرت تأ ثیر فرد بر افراد دیگر نیست بلکه تأ ثیر عمل بر اعمال دیگر است (۲،ص203- 198)فوکو در بررسی قدرت قصد ندارد نظریه پردازی کند بلکه به گفته ی خودش چیزی که عرضه می کند تحلیلات قدرت است. (۴،311)

         از نظر فوکو قدرت نه یک نهاد است،نه یک ساختار،حتی توان خاصی که به ما بخشیده با شند  نیست، قدرت نامی است که آدمی به موقعیت راهبردی پیچیده ای در یک جامعه خاصی می دهد . قدرت نه مرکز است و نه یک جامعه، نه یک جا نبه، نه مسلط ،قدرت توزیعی است.(۸،ص41)

فوکو جهت شجره شناسی (تبارشناسی)قدرت به بررسی مجازات زندانیان و مجریان به فاصله سالهای 1757 تا 1830 می پردازد دوره ای که طی آن شکنجه زندانیان جایش را به نظارت بر آنها بوسیله مقررات زندانبانی داد . فوکو این دگرگونی (تبدیل اعدام و شکنجه زندانی به نظارت و انضباط)را به منزله ایجاد رفتار مهربانانه و شفقت آمیز با زندانیان تلقی نمی کند ، بلکه معتقد است که مجازات خصلت معقولانه تری به خود می گیرد (مأ مور اعدام با گیوتین جای خود را به مأ مور مراقبت می دهد) در نتیجه از بسیاری جهات روی زندانبان نفوذ بیشتری اعمال می شد . شکنجه پیش زندانیان هر چند ممکن بود برای نمایش عمومی خوب و هیجان آور باشد اما برای صاحب قدرت بیشتر نمودی منفی پیدا می کرد ،زیرا تما شاگران آن منظره را نسبت به حاکمان بد بین کرده و موجبات شورش آنها را فراهم می کرد ،اما نظام نوین مقررات ،با قاعده تر،کار آمد تر ،پایدارتر،و نتیجه بخش تر بود.  خلاصه اینکه نظام  تأ ثیرها یش را بیشتر و هزینه های اقتصا دیش را کمتر ساخته بود ،در واقع این نظام نوین برای آن ساخته نشده بود تا انسانی تر عمل کند بلکه برای مجازات مؤ ثرتر و نفوذ عمیقتر قدرت در بدنه اجتماع ساخته و پرداخته شده بود . بر خلاف شکنجه که برای فرد مجرم قابل اجراست ،فراگرد نوین در ابتدای فرایند کجروی اعمال می شود ،در دفعات بیشتری بکار بسته می شود ،دیوانسالارانه تر ،کا رآمد تر، غیرشخصی تر،تغییر ناپذیر است و علاوه بر افراد بزه کار سرا سر جامعه را تحت نظارت می گیرد . البته فوکو وجود این گونه مقررات انضباطی رانهاد هائی نظیر ارتش و کا رخانه های صنعتی مثبت ارزیابی می کند اما از گسترش آن در قالب شبکه پلیس دولتی ( نیروی انتظامی) جهت نظارت انضباطی بر سراسر جامعه احساس هراس می کند . فوکو معتقد است انضباط و مقررات هنجار بخش به تدریج سراسر جامعه را تحت تأ ثیر قرار می دهد در اینجا تصویری از قفس آهنین به چشم می خورد با این تفاوت که فوکو معتقد است نیروهائی در جامعه وجود دارند که در مقابل نظام انضباطی مقاومت نشان می دهند به عبارتی نوعی دیا لکتیک ساختاری پیوسته در سراسر جامعه جریان  دارد (۶،ص663-661) بد ینسان انضباط نوعی قدرت است که افراد لازم را برای سکونت در جامعه می سازد . (۵،ص386) هدف نهائی فوکو از بحث انضبات و مجازات،رد  یابی روند تکوین تکنولوژی جدید قدرتی است که به واسطه آن انسانها بصورت سوژه و ابژه در می آیند و بحث اصلی در خصوص رابطه دانش ،قدرت و بدن آدمی و نیز تکنولوژی قدرت است . در اینجا بدن آدمی بعنوان موضوع بلا واسطه عملکرد روابط قدرت در جامعه جدید ظاهر می شود . با تحولات اساسی در رفتارهای مجازات و با محو  تنبیه بدنی  در ملاءعا م و ایجاد نظام جزائی جدید روح جای بدن را بعنوان موضوع ا صلی مجازات می گیرد . فوکو این قدرت جدید را قدرت انضباطی می نامد که پیدایش و اعما ل آن به نحو جدائی نا پذیری با پیدایش دستگاههای خاص دانش و تکوین علوم انسانی پیوند داشته است . از نظرفوکو جامعه انضباطی با سه فرا گرد کلی همراه است: اولا" از لحاظ اقتصادی و اجتمائی، تکنولوژی های قدرت انضباطی در زمانی شکل گرفتند که وقوع تحولاتی در جمعیت و در شیوه تولید زمینه منا سبی را برای گسترش تکنولوژیهای اداره جمعیت و تأ مین کارائی برای دستگاهای تولیدی فراهم آورده بود و این شتاب فرایند انباشت سرمایه شد . ثانیا" از لحاظ حقوقی و سیاسی تکنولوژیهای انضباطی در درون ساختارهای سیاسی و حقوقی تعبیه شدند تا ضا من اطاعت و فرمانبرداری باشند . ثا لثا" روابط متقابل میان اعمال قدرت و تشکیل دانش قرت گرفت . فوکو از جامعه انضباطی با نام شبکه حبس یاد می کند که درآن  مکانیسمهای انضبا ط در سراسر پیکر جامعه پخش و منتشر می شودند و در درون آن زندانها، مؤ سسات خیریه،پرورشگاها ،ماکز تربیت اخلاقی ،و....... قرار دارند . نظارت، مراقبت ، ایجاد امنیت، کسب دانش و اطلاعا ت ومنفرد سازی ویژگیهای شبکه حبس اند و هدف اصلی آن بهنجار سازی است .(۴،ص29-24)

 

 

قدرت و دانش:

فوکو کار خود را نوشتن تاریخ زمان حا ل می داند دانش تاریخ نگارانه ای که در مطالعات وی مطرح است دانشی است که عاری از روابط قدرت در نظر گرفته نشده است . فوکو همچون هابرماس معتقد است که اید ئولوژی طبقه حاکم است که دانش موجود را ایجاد می کند و این دانش تحت تأ ثیرمنافع و مقاصد پیکره قدرت شکل می گیرد وی معتقد است که فناوری قدرتی که در زندانها بکار بسته شده در همه وجوه جامعه بسط یافته است و بدین صورت است که شبکه حبس ایجاد می گردد.(۲،صص 209-206)

فوکو به این موضوع علاقه مند است که دانش چگونه تکنولوژیهائی را برای اعمال قدرت بوجود آورد . دراین مورد ایده جرمی بنتام با عنوان دیده بان مشرف به حیات (زندان تمام دید)را مثال می آورد . بر اسا س این ایده برجی بلند در مرکز زندان ایجاد می شد و سلولهای زندان بصورت دایره وار بر حول آن برج ساخته می شدند . ساختار برج به شکلی بود که از بالای برج فضای درون سلولها بطور کامل قابل رؤیت بود بنابراین کارکنان زندان اجازه پیدا می کردند تا بزهکاران را کاملا" تحت نظر داشته باشند . دیده بانی مشرف به صحنه به زندان بانان قدرت عظیمی می بخشید زیرا امکان مراقبت همه جا نبه را برای آنها فراهم می سازد . مهمتر اینکه چون در اینجا زندانیان تصور می کنند همواره زیر نظر قرار دارند از بسیاری از رفتارهای بزه کارانه خود داری می کنند از طرفی چون زندانیان همدیگر را نیز تحت نظر دارند قدرت این ساختار مضاعف می شود. در اینجا پیوند آشکاری بین تکنولوژی ، دانش و قدرت به چشم می خورد.

 

 

قدرت و جنسیت:

فوکو جنسیت را بعنوان یک نوع  نقطه انتقال متراکم در زمینه روابط قدرت در نظر می گیرد.، و هد ف خودرا در بررسی تا ریخ جنسیت تعریف رژیمی متشکل از قدرت، دانش و لذت قید می کند که نحوه مباحثه در باره جنسیت بشری را در جهان ما تعیین و حفظ می کند .برای این منظور ضمن بررسی تاریخ رفتار جنسی بشر از یونان باستان تا کنون مشخص می کند که چگونه میل جنسی وارد گفتمان و روند مباحثه شده و قدرت چگونه بر این نوع مباحصه تأ ثیر می گذارد . فوکو رفتار جنسی را در طول تاریخ بشر در سه دسته طبقه بندی می کند :

شهرت، جنسیت و زندگی(۴،ص289) که به اختصار به بررسی هر کدام 

می پردازیم :1-شهوت:که از ابتدای تاریخ تا قرن هجدهم مهمترین اصل حا کم بر رفتار جنسی را شهرت می داند و تمام رفتار جنسی انسان تحت تأ ثیر زیبائی شناختی و لذت شکل می گیرد و مهمترین دوره را در یونان باستان و تا پیش از دوره هلینم در نظر می گیرد که در آن دوره روابط جنسی شکلی کاملا" آزادانه و به دور از هر گونه سرکوب و اختفاء صورت می گرفته است

2- جنسیت:که مبتنی بر گسستن رندگی از وصلت و قرابت است . جنسیت موضوعی فردی است و با لذات خصوصی پنهان ،زیاده رویهای خطر آفرین برای بدن و تخیلات مخفی و محرمانه سرو کار دارد . جنسیت بدین معنی بعنوان ماهیت اصلی فرد و هسته هویت شخصی تلقی می شود در این دوره اتفاقی رخ می دهد که فوکو از آن بعنوان " انتشار جنسیت" یاد می کند که در آن پزشکان و روانپزشکا ن به دنبا ل  کشف علل برخی بیماریها  و بزهکاریها ازرا معاینه و اعترافات شخص بیمار وارد زندگی خصوصی و اعمال مخفی افراد می شوند این حقیقت مربوط به سده هجدهم میلادی است.

3- زندگی جنسی:مشخصه قرن نوزدهم است که در آن زندگی جنسی امری است مربط به خانواده ،در این دوره گفتمان خاصی در مورد زندگی جنسی شکل می گیرد که جهت سر و سامان دادن به زندگی جنسی و برای آن در قا لب خانواده و قوانین و مراتب اجتماعی خاصی تدوین می شود که که براساس آنها دو دسته رفتار شکل می گیرد ممنوع و مجاز :هر آنچه در قالب خانواده انجام می شود مجاز و خارج از این قاعده ممنوع است .

فوکو معتقداست در جامعه معاصر میل جنسی تبیین کننده همه چیزشده است ، فوکو بجای تأکید بر سرکوبی میل جنسی می گوید که در بررسی میل جنسی باید بر رابطه میان آن و قدرت تأکید کرد در دوره معاصر هدف دستگاه قدرت سرکوب میل جنسی نیست بلکه می خواهد آنرا مورد تحلیل واقع بینانه و مشاهده پایدار فرار دهد .

با پیدایش روانکاوی دانشمندان این علم ریشه و منشاء همه بیماریها و انحرافات را در میل جنسی می یا فتند که سعی داشتند با استفاده از تکنولوژی اعتراف به درمان بیماریها بپردازند . از دیدگاه روانپزشکان جنسیت در کل ابعاد رندگی فرد منحرف رسوخ داشت از این رو کل زندگی وی باید شنا خته می شد در حالی که لواط در گذشته انحرافی موقتی محسوب می شد اینک بصورت یک بیماری مورد توجه قرار می گرفت .فوکو در درون گفتمانهایی که درباره جنسیت تکثیر یا فته اند چهار استراتژی مهم را کشف می کند :

1-هیجان پذیر شمردن بدن زن: بدن زن بعنوان بدنی کاملا" اشباع شده از جنسیت مورد تحلیل قرار گرفت

 

2- آموزش پذیر شمردن زندگی جنسی کودکان:همه کودکان برخوردار از جنسیتی هستند که هم طبیعی و هم خطرناک است بنابراین مصلحت فردی و جمعی اقتضا میکندکه والدین مراقبتهای ویژه ای در این خصوص اعمال نمایند . 

 

3 - قرار دادن زاد و ولد در کانون توجه دولت و جامعه: دولت باید با بذل توجه دقیق به تنظیم امر زاد و ولد جمعیت را کنترل نماید ،زن و شوهر مسؤ لیتهای  طبی و اجتماعی پیدا کردند قصور بر مراقبت دقیق بر زندگی جنسی می تواند به وجه خطر ناکی به افول سلامت و تندرستی خامواده و جامعه بینجامد .

 

 

4- تلقی لذات ناشی از انحرافات جنسی به عنوان بیماری روانی:

 

همه این استراتژیها به صورت عجیبی به پیدایش پیوند میان قدرت و لذت می انجامند ،معاینه پزشکی،تحقیق روانشناسانه،گزارش و شرح حال و مراقبت خانوادگی ممکن است همگی دارای این هدف کلی و ظاهری باشند که هر گونه جنسیت منحرف و غیر مولد را نفی می کند (۴،ص296-2869)

جا معه از طریق علم به قضیه جنسی توانسته است قدرت بیشتری را در برخود زندگی اعما ل کند.

فوکو سه مضمون عمده را در بحث تاریخ جنسیت مطرح کی کند:

1- روابط قدرت جنسی بر آنچه ما آنرا درونی ترین تجربه خود یعنی تمایلات پنهان می دانیم اثر می گذارد و سرکوب و منع و تحریم ویژگی این تأ ثیر نبوده بلکه تحریک ،  آماده سازی و ساماندهی تجربه جنسی از خصوصیات آن محصوب می شوند فوکو نشان می دهد که نوعی تحریک نمادین برای انجام گفتمان هر چه بیشتر در این موضوع در سطح جامعه ایجاد میشود و نتیجه آن گسترش تمایلات جنسی فردی ،نابهنجاریها و انحرافات بود .

2- فوکو در صدد یافتن منشاء رویه اعتراف کردن در نزد پزشک یا روانکاو است بدین نحو که عمل اعتراف کردن در صومعه های اولیه مسیحی آغاز شد (مسیحیان هر سال حداقل یکبار باید به صومعه رفته و به گناهان که شخصی ترین اعمال آنها بود نزد راهب اعتراف کنند )و رفته رفته به حقوق، روانپزشکی ،پزشکی،آموزش و پرورش ،روابط خانوادگی و نظایر آن تسری پیدا کرد.

 

3- فوکو شبکه ای از روابط که به تجربه جنسی غرب نظم داده را توضیح می دهد بدین ترتیب که دولتها پی بردند که صرفا" با رعایا و فرمانبرداران ،سر و کار ندارند بلکه با یک جمعیت یا پدیده های مشخص و منحصر به فرد یعنی زاد و ولد ،مرگ و  میر، باروری و امید به زندگی مواجه اند به دین ترتیب به فکر تنظیم مقررات و انضبا طی برای مراقبت از آن افتادند و سیاستهای تنظیم جمعیت شکل گرفت. (۵،ص9-388)

 

 

 

اخلاق:

فوکو معتقد است که ما انسانها جوهره هایی هستیم که در مقابل قدرت مقاومت می کنیم قسنتی از ظرفیت و توان ما صرف قدرت می شود و قسمتی دیگر نیز باقی می ماند که باید با آن ارتباط بر قرار شود . فوکو این ارتباط با خود را اخلاق می داند. همین اخلاق که مایه فرهیختگی و تمایز فرد از دیگران می شود . فوکو در تحلیل رابطه جنسی است که مفهوم اخلق را مورد کنکاوش قرار می دهد(۵،ص392) برای این کار جامعه یونان باستان را مورد بررسی قرار می دهد . از نظر یونانیان اعمال و افعالی که به لذت شدید و حاد مربوط می گردید باید کنترل می شد و این کنترل نه بواسطه قانون گذاری و نظام اخلاقی عام و کلی بلکه بواسطه خود پروری و زهد فردی و حکم فرمائی فرد بر خود صورت می گرفت (همان، ص393)و از این طریق بود که فرد به صورت سوژه اعمال خود ظهور پیدا می کرد(۴،ص36)

فوکو چهار جنبه اصلی از اخلاق بعنوان رابطه با نفس را تشخیص میدهد عبارتند از :

 

غایت

شیوه اطاعت

جوهر اخلاقی

فعالیت

خود سازی


 

1- جوهر اخلاقی :بخشی از نفس یا رفتار است که بعنوان قلمروی منا سب برای قضاوت اخلاقی در نظر گرفته می شود .

2- شیوه اطاعت(انقیاد) شیوهای است که افراد از آن طریق فرا خوانده یا بر انگیخته می شوند تا تعهدات اخلاقی خود را به رسمیت بشناسند(0 ممکن است این تعهدات بر گرفته از قانون الهی باشند یا قانون اجتماعی، فوکو این تعهدات را تلاش برای بخشیدن زیبا ترین شکل ممکن به وجود خویش تعریف می کند ) که در اعصار متفاوت مختلفند .

3- فعالیت خود سازی : وسایلی که به یاری آنها نفس خود  را یرای بدل شدن به سوژه های اخلاقی به یاری فعالیت خود سازانه خویش یا زهد در گسترده ترین مفهوم آن متحول ساخته یا پردازش می کنیم.

4- غایت : موقعیتی است که به هنگام رفتار اخلاقی مشتاق رسیدن به آن هستیم . از نظر فوکو ممکن است تغییر در یکی از چهار جنبه تغییراتی را نیز در جنبه های دیگر را ایجاد کند (دید کار کرد گرایانه)

 

 

 

فوکو و انقلاب اسلامی:

 

فوکو در اوج پختگی علمی حیات خود انقلاب اسلامی ایران را تجربه کرد و به بررسی علل شکل گیری و ماهیت آن پرداخت و مقالات چندی درباره ان نوشت . وی انقلاب اسلامی ایران را انقلابی ،پسا مدرن دانسته و آنرا رویکردی در مسیر عبور از مدرنیته معرفی کرده است  و در واقع آنرا اعتراضی در مقابل مدل نو سازی رژیم شاه می داند . فوکو از انقلاب اسلامی ایران بعنوان "راهی منحصر به فرد" یاد می کند که راه جدیدی را پیش روی ایرانیان و حتی جهانیان گشوده است . وی در این تحلیل به طرح این سؤ ال می پردازد که این "راه منحصربه فرد" مردم ایران را کجا خواهد برد؟( ۹)

فوکو در مقاله ای تحت عنوان ایرانیان چه رویائی در سر دارند ؟به تحلیل انگیزه مردم ایران از انقلاب می پردازد و می نویسد که روح انقلاب ایران در این حقیقت نهفته است که ایرانیها از خلال انقلاب خود در صدد ایجاد تحول و تغییر در خویش هستند ، هدف اصلی آنها ایجاد تحولی بنیادین در وجود فردی و در حیات سیاسی واجتماعی و در نحوه تفکر و نگرش است . آنها می خواهند تجربه و نحوه زیستن خود را دگر گون سازند (۳،ص45) همچنین در کتاب ایران ،روح یک جهان بی روح  شخصیت امام خمینی (ره) را چنین توصیف می کند:

" شخصیت آیت ا... خمینی (ره) پهلو به افسانه می زند هیچ رئیس دولتی و هیچ رهبر سیاسی ایی نمی تواند ادعا کند که مردمش با او پیوندی چنین شخصی و چنین نیرومند دارند."(همان،ص44)

فوکو از انقلاب ایران تحت عنوان "روح یک جهان بیروح" یاد می کند که حاکی از احاطه تفکر معنویت بر تمام جنبه های آن است و این معنویت خواهان تغییر همه جانبه در روح و روان افراد جامعه و ملت متبلور است و ملت ایران با آرزوی تغییر در روش بودن می خواهند بایدهای جدیدی را پیش روی مردم جهان بگشایند و در واقع نفی فرا روایتها ی حاکم بر جهان است . (۱۳،ص1 )


 

 

نتیجه گیری:

فوکو متفكري است که به سادگی نمی توان از کنار آن گذشت وی با استفاده از نبوغی کم نظیردر نویسندگی و تمسک به متفکرانی برجسته نظیر نیچه و هایدگر و فضای روشنگری حاکم بر فرانسه زمان خود توانست با شیوه ای غیر متعارف و بدیع به طرح موضوعاتی بپردازد که کمتر محل بحث و جدل بوده اند که در عین حال موفق شد در عمر نه چندان طولانی اش خدمات علمی ارزشمندی به جامعه علمی جهان عرضه نماید ، و موضوعاتی پژوهشی نوینی فرا روی علاقه مندان و پژوهشگران قرار دهد وی از زوایائی ببه بررسی موضوعات مطروحه پرداخته که تا آنمورد توجه واقع نشده اند . اما با توجه به گستردگی اندیشه و حوزه فکری فوکو انتقاداتی چند بر برخی زوایای کاری وی وارد شده است که عمده ترین آنها عبارتند از :

-     کوزنزهوی معتقد است که فوکو زمان حال را بدون اینکه به چگونگی امکان ایجاد آینده ای بهتر بپردازد مورد نقادی قرار می دهد (۲،ص207) که البته این رویه در کار بیشتر متفکران پست مدرن مشهود است و فوکو نیز از این خصیصه مستثنی نیست.

 

گیدنز ایراداتی به نظرات فوکو وارد کرده است که عبارتند از:

-     فوکو گسترش قدرت انضباطی را با ظهور سرمایه داری صنعتی پیوند داده است که این ارتباط تنها به شیوه ای کلی مطرح شده و به جزئیات آن نپرداخته است

-     استدلال فوکو در خصوص ایجاد نظام کیفری و گسترش زندان بجای شکنجه و اعدام در ملاء عام استدلالی جامع و منطبق برشرایط زمانه نیست در واقع فوکو در این تحول به گسترش شهر ها و نیاز مشهود مقامات دولتی برای ایجاد شیوه های جدید کنترل افراد پست و شریر در فضاهای بزرگ شهری که در آن شیوه های مجازات اجتماع محلی دیگر کابردی نداشت نا دیده گرفته شده است.

-     .فوکو ارتباط بسیاری نزدیکی بین زندان و کارخانه بر قرار می کند غافل از اینکه بین زندان و کارخانه ( حتی در بدترین شرایط کاری آن ) تفاوتهایی وجود دارد از جمله : کار تنها یک بخش ( گرچه وقت گیر ترین بخش زندگی ) از زندگی روزانه افراد را تشکیل می دهد به عبارتی افراد کارگر بخش غیر کاری را خارج از محیط  انضبا طی کار خانه سپری می کنند و همچنین کارگر به زور در کارخانه و اداره نگه داشته نمی شود بلکه بعنوان کارگر مزد بگیر آزاد وارد محیط کارخانه می شود در صورتیکه زندانی چنین نیست . و حتی کارگر در محیط کار مقاومتهایی را از خود به نمایش می گذارد در صورتیکه زندانیان باید آدمهای سر به راهی باشند .

-     فوکو آنچنان که باید و شاید به بررسی دولت در تفکراتش نمی پردازد و فقط از آن با عنوان تکنولوژی حساب شده انقیاد یاد می کند و یا قالب انضباطی که بر دیگران نظارت می کند این تعبیر فقط بخشی  از حقیقت را در برگرفته که همان جنبه نضارتی دولت است و جنبه کارکردی آنرا نادیده می گیرد . ( ۷، صص5-292 )



[1] هانری لوی عقیده فرا ساختار گرایان را اینچنین معرفی می کند:

" من کودک حرام زاده وصلت نا مقدس فا شیسم و استا لینیسم هستم اگر شاعر بودم وحشت زندگی و کو لاکهای جدیدی را که فردا در انتظار ماست می سرودم ،اگر آهنگ ساز بودم ،از خنده ابلهانه و اشکهای عاجزانه و همهمه دهشتنا ک گمشد گان ،که در ویرانه های چادر زده اند و در انتظار سرنوشتشان هستند سخن می گفتم. اگر نقاش بودم،آسمان رنگ غبار گرفته را به تصویر می کشیدم که روی سا نتیاگو، لواندا، یا کو لیما فرود آمده است .اما نه نقاش هستم ،نه آهنگ ساز و شاعر .من فیلسوف هستم کسی که از اندیشه ها و واژه ها استفاده می کند- واژه هائی که قبلا" احمقها آنرا خرد و خمیر کرده اند،بنابراین با واژه های زبانم کاری نمی توانم بکنم جز اینکه از قتل عامها سخن بگویم ،از باز داشتها و کاروانهای مرگ ،آنها را که دیده ام و دیگران را نیز که می خواهم بیاد آورم. اگر بتوانم توتا لیتا ریسم جدید فر ما نروایان متبسم را که گاهی وعده خو شبختی به ملتشان می دهند،تبیین کنم راضی خواهم بود ،(کارمن).......بد ینسان باید به منزله باستان شناس زمان حا ضر تلقی شود که از میان مه تیره گفتار و کردار معاصر طرح و نشان بربریتی با جهره انسانی را باز میجوید."( ۷،ص7و286)

[2] هرمنوتیک در پی کشف معنای پنهان یا عمیق تر نهفته در ورای تعبیر های افراد از خودشان است از نگاه فوکو هرمنوتیک در جستجوی اصل و منشائی است که هیچگاهتحقق نیافته و نخواهد یافت.(۴،ص39)

 

جهت دریافت منابع با پست الکترونیک نویسنده ارتباط برقرار نمائید

استفاده از مطالب یا ذکر ماخذ مجاز است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت 12:4  توسط دانیال حاتم پور  |